X
تبلیغات
رحل گل - رحل گل

رحل گل

بیا تا شبی / پای رحل گلی / مثل بلبل بخوانیم

رحل گل

خدايا تو را شكر

هر چند اسلام ما اتفاقي است

اما

تو منت نهادي و ما را

مسلمان به دين محمد نمودي

 

خدايا تو را شكر

نصيب من از بهترين ها

گلستان سرسبز سبع المثاني است

با واژگاني منور

و باغي كه در ژرف انهار پاكش

همه چيز پيداست

چقدر آب اين جو زلال است

 

و بر شاخسار بلند سپيدار هايش

حقيقت چو خورشيد رخشنده اي مي درخشد

حقيقت

هماني كه بي فيل و قال است

خدايا تو را شكر

از نامه اي كه برايم نوشتي

كمندي از اوراق آن نامه بر پاي عشاق بستي

و گفتي كه مشتاق مايي

منم اشتياق تو را دارم اي يار

اي يار عيار

 

خدايا تو را شكر

از عشق هم بي نصيبم نكردي

از آن عشق كه بي زوال است

از آن عشق كز آفرينش وَ اجزاي آن در تجلي است

وزان شور و شوقي كه در كائنات اوفتادهاست

 

تو را ديده ام بارها

در پس شاخ و برگ درختان

پس پرده ي آب و آتش

پس راز هاي شب و روز در آفرينش

به صد عشوه و ناز اين بنده را سوي خود خواندي از دور و نزديك

 

و من، من

من و سرد وتاريك

مي ترسم از ظلمت بي تو بودن

 

من از متن آن نامه اي مهربان

دستگيرم شد از من به من

مهربان تر تو هستي

تودلشورا داري كه من

بنده ي روسياه تو

آيا از آشوب و نيرنگ اين رنگ ها

مي توانم

تو را صبغة الله باز يابم ؟

براي من اين نامه چون بارش آبشاري است

از آب و آيينه و نور و رحمت

 

خدايا تورا شكر

من با كتاب زلال حقيقت

كه چون آبشار از بلنداي هستي بدين سوي جاري است

دل و جان خود شسته ام بارها بار

تو را شكر اي يار

اي يار عيار

 

خدايا تو را شكر

که من خانه اي در دل روشني قسمتم شد

فقط روشني نه

حياتي ميان گلستان در گلشني قسمتم شد

بهاري پر از آينه قسمتم شد

پر از آينه آيه آيه

پر از سوره سوره سعادت

شبي

پاي رحل گلي بلبلي كردم آن شب

مرا تا سليمان و داوود بردند

و كوه و پرنده

چو داوود با من

مزامير خود را سرودند

آن شب قدح در قدح نور خوردم

به شيدايي از باده ي وحي و وحدت چشيدم

قدح بخش

ساقي سيمين تني قسمتم شد

به خورشيد او راه بردم

و از نور پيراهني قسمتم شد

 

خدايا تورا شكر

از نامه اي كه برايم نوشتي

اگر پاسخ نامه ات دير شد عذر اين بنده بپذير

 

تو دلشوره داري برايم

و تلواسه ي اين كه اين بنده آيا

به زيبايي آفرينش رسيده است؟

تو دلشوره داري برايم

ولي من چه گويم

كه چوپانم و بي خبر از رسوم مناجات

و موساي هيهات اين جا نشسته

 

خدايا تو را شكر

هر چند اسلام ما اتفاقي است

اما

تو منت نهادي و ما را مسلمان به دين محمد نمودي 

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 0:34  توسط خادم القران ( عمو حسن )  |